<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>)-:</title>
<link>http://drawingandpainting.blogfa.com/</link>
<description> طراحی - نقاشی- نقد هنری و موضوعات هنری</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2009 19:54:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خلاقیت اقتصادی</title>
<link>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-211.aspx</link>
<description>

&lt;img src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1257722103.jpg&quot; /&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;sub&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0); background-color: rgb(255, 255, 0);&quot;&gt;1)&lt;/span&gt;&lt;/sub&gt;&lt;/sup&gt; شرمنده اخلاق ورزشکاری. القصه اینکه نخستین و &lt;a href=&quot;http://drawingandpainting.blogfa.com/post-208.aspx&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;تاپ ترین طرح اقتصادی من&lt;/a&gt; به حول و قوه الهی و همت دوستان خنثی سازی شد. حتی یک تومان هم بابت فروش نوشته وبلاگ، در خورجین من نرفت که نرفت هیچ، تازه کلی هم از جیبم هزینه کردم. نه! من این کاره نیستم. من حتی در مخیله ام نمی گنجد که چطور باید از یک قایق دو موتوره یاماها استفاده خلاقانه کرد چه برسد به اینکه نسخه اقتصادی برای کسی بپیچم. خلاصه اینکه وقتی از طرح اقتصادی ام پرده برداری کردم، یکی از دوستان &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://milliondollarhomepage.com&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; را معرفی کرد. جریان پسری است به نام &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://milliondollarhomepage.com/img-site/alex-ucas.jpg&quot;&gt;آلکس&lt;/a&gt; که یک میلیون پیکسل از وبلاگش را فروخت به قرار هر پیکسلی 1 دلار و احتمالا متوجه هستید که در نهایت یک میلیون دلار به جیب زد. اول با شنیدن این جریان خدا را هزار مرتبه شکر کردم که هنوز آن قدر بدبخت نشده ام تا پیکسل هایم را بفروشم و دعا کردم خدا برای هیچ مسلمانی پیش نیاورد. حتی می خواستم به آلکس ایمیل بزنم و پس از اعتراض به اینکه چرا تک خوری کرده چند جمله ای به قرار زیر بنویسم:&lt;em&gt;&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt;&lt;em&gt;&quot;ای بی ناموس بدبخت خودفروش. خجالت نمی کشی پیکسل هات رو می فروشی؟ چه ساده خودت را فروختی بی حیا. مرگ بر دیکتاتور&quot; &lt;sub style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt; (این آخری بی ربط بود)&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بعدا که ماجرای زندگی آلکس را دقیق تر مطالعه کردم فهمیدم که بنده خدا قصد دارد مدیریت بازرگانی بخواند ولی شهریه دانشگاه در انگلستان خیلی گران است و پول ندارد. یاد سه سال پیش خودم افتادم که برای پایان نامه ام پول کم آوردم و مجبور شدم دو تا از بهترین کتاب هایم را زیر قیمت بفروشم که یکی از آن ها یادگاری دوستم بود. اشک در چشمانم حلقه زد و به شیوه آذری ها فریاد زدم &quot;یاساشین آلکس! یاساشین! روسفیدمون کردی مرد.&quot;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;sub&gt;&lt;sup&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0); background-color: rgb(255, 255, 0);&quot;&gt;2)&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/sub&gt; یادتان باشد &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://drawingandpainting.blogfa.com/post-206.aspx&quot;&gt;گفتم&lt;/a&gt;
که چطور کلیه هایم را در سینی گذاشته و بردم سر کوچه چوب حراج زدم و در
نهایت با پول خون آن از دوشیزه ای زیبا و بلوندی، یک بسته گچ رنگی و یک
جعبه مداد رنگی خریدم به قیمت 54300 تومان. یکی دو روز پیش با آن گچ و
مداد رنگی جادویی به صورت آزمایشی یک نقاشی از طبیعت بیجان کشیدم که همچین و همچون بدم نیامد. نقاشی را &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.atings.com/uploads/1257791703.jpg&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; می توان دید.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 19:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=drawingandpainting&amp;postid=211</comments>
<dc:creator>drawingandpainting</dc:creator>
<guid>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-211.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اندر کرامات و احوالات زودپز</title>
<link>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-209.aspx</link>
<description>
&lt;img src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1257430092.jpg&quot; /&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به شکل شگفت آوری دریافته ام که قوانین زندگی دگرگون نمی شوند بلکه شکل عوض می کنند. مانند انرژی که پایان نمی پذیرد بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر فاز می دهد. عالمی دارد این انرژی با خودش. خودش با خودش حال می کند. مثلا همین زودپز. اگر بخواهم اندر کرامات و احوالات زودپز حرف بزنم برای خودش داستانی می شود. ساختار زودپز به گونه ای طراحی شده که باید همواره قدری بخار از خود بیرون کند. وقتی قرار باشد به زور این بخار را در آن نگه داری بی شک بیش از مدتی کوتاه تاب و توان نخواهی داشت. بالاخره خواهد ترکید و اگر بترکد آشپز و آشپزخانه را با هم به فنا خواهد داد. آشپز باید مسئولیت سرش بشود و بداند بخار را نمی توان تا ابد و با ضرب و زور در زودپز حبس کرد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;sub&gt;پانویس:&lt;/sub&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;sub&gt;این پست را تقدیم می کنم به شرف سگ. حیوان باوفایی است و دست کم به اهل خانه حمله نمی کند.&lt;/sub&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 19:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=drawingandpainting&amp;postid=209</comments>
<dc:creator>drawingandpainting</dc:creator>
<guid>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-209.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-208.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
به دلیل تالمات مالی نویسنده، زین پس نوشته های این وبلاگ فروشی است.&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt;قیمت هر پست (با یارانه دولتی): 564 تومان&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;color: rgb(102, 102, 102);&quot;&gt;فیش های پرداختی خود را به شماره 200090 اس ام اس کنید&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;color: rgb(153, 153, 153);&quot;&gt;رمز عبور تا 24 ساعت اداری، فرستاده خواهد شد&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 09:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=drawingandpainting&amp;postid=208</comments>
<dc:creator>drawingandpainting</dc:creator>
<guid>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-208.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقشه هایی که همه بر آب رفت!</title>
<link>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-206.aspx</link>
<description>
&lt;img src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1256651819.jpg&quot; /&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; 
یادم هست آن زمان ها هر روز هنگام رفتن به مدرسه یک 10 تومانی از پدر می
گرفتم و در پوست خود نمی گنجیدم. در راه ، همین طور که به سنگی لگد می زدم
و با خودم پیمان می بستم که تا دم در مدرسه برسانمش، به چگونه خرج کردن 10
تومانی می اندیشیدم. گزینه های زیادی داشتم که می توانستم به هر کدام
برسم. با خودم می گفتم که با 2 تومانش یک دونه فانی فکس می خرم. فانی فکس
دانی که چیست؟ فانی فکس پودر سپید شیرین و ترشی بود که در بسته های کوچک
قرمزرنگ می ریختند و روی جلدش تصویر میکی موز بود. فانی فکس یعنی یک سار
پرید. القصه، با 5 تومان دیگرش یک بسته قرص نعنا می خریدم و مابقی را پس
انداز می کردم! با خودم می گفتم که حتی اگر مجبور باشم که عصر، هنگام
برگشتن به خانه با پنج زارش یک نان بربری آتشین هم بگیرم، باز هم سر ماه
کلی پول می شود که من با آن می توانم با خیال راحت وارد فروشگاه روبروی
مدرسه بشوم و بدون اینکه خجالت بکشم هر چی که خواستم بخرم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; امروز یک بسته مداد رنگی، یک جعبه پاستل
گچی و یک قوطی جسو (برای زیرسازی بوم نقاشی) خریدم که روی هم شد 54،300
تومان! خانم فروشنده که دوشیزه ای خوشگل با موهای بلوندی بود به من رحم
کرد و 2 هزار تومان تخفیف داد که من مجبور نشوم تا در خانه را با پای
پیاده گز کنم. البته چون دیگر ماهیچه هایم شل شده و چیزی را حس نمی کنم پس
از بیرون آمدن از فروشگاه با این سه قلم جنس و جیب تار عنکبوت گرفته ام، به
سنگی لگد می زدم و به آن 10 تومانی آن روزها فکر می کردم و آن نقشه هایی
که همه بر آب رفت. کلا صبر و پایداری همه چیز را حل می کند. اول دهنت
سرویس می شود، بعد مخت می گوزد و دست آخر هم ماهیچه ها را شل می کند تا چیزی حس نکنی. صبر و پایداری کارها را برای ما آسان می سازد! &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 19:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=drawingandpainting&amp;postid=206</comments>
<dc:creator>drawingandpainting</dc:creator>
<guid>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-206.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>واقعی می کنند</title>
<link>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
نامش را گذاشته اند واقعی کردن قیمت ها. اصلاح قیمت ها. همه چیز را دارند
گران می کنند ولی (بــــــــیب) ندارند که بگویند گران کرده ایم. مثل
اختاپوس چنگ انداخته اند روی همه چیز و دارند گران می کنند. ای کاش به جای
یارانه ها، رایانه ها را حذف می کردید. ای کاش نه روزنامه می خواندم. نه
اینترنتی داشتم. نه سرم در حساب و کتاب بود. از صبح سر مزرعه بودم و شب ها
هم می نشستم پای سریال های آبکی سیما و مثل خری که تی تابش داده اند کیف می کردم. از خودم نمی پرسیدم که اگر قرار است
قیمت ها واقعی بشه چرا اول حقوق ها واقعی نمی شه؟ مگر قرار نیست با حذف
یارانه برق و آب به قشر فقیر کمک بشه؟ مگر قشر ضعیف ماهواره و یخچال و
کامپیوتر و ماکروفر و اتو و ماشین لباسشویی هم داره که قرار باشه پول قبض هاش
سر به فلک بزنه و نیاز به کمک داشته باشه؟! اگر امثال من قشر ضعیف نیستند پس
چه کسانی هستند؟ &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اول
یارانه ها را حذف کرده اند، حالا دارند در مجلس توی سر خودشان می زنند که
چه غلطی کرده اند. و مردمی که این وسط حالیشان نیست دنیا دست کیست.
برخی وقت ها از اینکه در کنار چنین مردمان بی شعوری زندگی می کنم شرمنده می شوم
(درست شنیدی. همین الان من به مردم توهین کردم)&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 16:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=drawingandpainting&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>drawingandpainting</dc:creator>
<guid>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پسا اَن کف شدگی!</title>
<link>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1256077310.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=_6588Bx8abM&amp;feature=related&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;http://www.youtube.com/watch?v=_6588Bx8abM&amp;feature=related&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;با یک اره چوب بری به دست، روی سن می رود
و جلوی جمعیت می ایستد. پسر آرامی به نظر می رسد و تیپ ساده ای دارد. به
نظر کمی لهجه دارد. می پرسند: &quot;چه کاری بلدی برای ما انجام بدهی؟&quot; پاسخ می
دهد:&quot;می تانم با اره چوب بری براتان آهنگی بنوازم&quot;. جمعیت از خنده می
ترکد. خنده های شیطانی. خنده هایی از سر خوار شمردن. چیزی نمی گوید. اره
را کوک می کند و می نوازد. وقتی نواختن را آغاز می کند جمعیت &quot;اَن کف&quot; می
شود. اَن کف شدن دانی که چیست؟ همانا مراحل کف کردن سه گونه بودی. یکی &quot;خر
کیف&quot;. دوم &quot;خر کف&quot; و سوم &quot;اَن کف&quot; که بالاترین درجه کف کردن بودندی. وقتی آهنگ پایان می گیرد صدای سوت و تشویق و هلهله مردم همچنان ادامه دارد. به این می گویند مرحله &quot;پسا اَن کف شدگی&quot;. &lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 18:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=drawingandpainting&amp;postid=202</comments>
<dc:creator>drawingandpainting</dc:creator>
<guid>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آزمون خودشناسی</title>
<link>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description>
&lt;img src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1255704160.jpg&quot; /&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 204);&quot;&gt;1)&lt;/span&gt; به پسر تنهایی که در خیابان راه می رود و در کمتر از یک دقیقه دیگر، به
یک گروه پنج نفره از دختران دبیرستانی (با مانتو - مقنعه) برخورد خواهد
کرد چه توصیه ای می کنید؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;الف. راهش را کژ کند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ب. سرش را پایین بیندازد و به خدا توکل کند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ. پشت شمشادها پنهان شود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ت. گوش هایش را بگیرد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 204);&quot;&gt;2)&lt;/span&gt; وقتی رئیس جمهور در سیما سخنرانی می کند چه واکنشی نشان می دهید؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;الف. تلویزیون را خاموش می کنم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ب. کفگیر ماکارونی را به سوی شیشه تلویزیون پرتاب می کنم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ. 2 تا قرص فنوباربيتال&lt;sup style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;sub&gt;*&lt;/sub&gt;&lt;/sup&gt;  می خورم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ت. زنم را کتک می زنم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 204);&quot;&gt;3)&lt;/span&gt; به چه دلیل وبلاگ خودتان را حذف می کنید؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;الف. بی پول شده اید&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ب. شکست عشقی داشته اید&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ. خواهر کوچکترتان باز به کمد شما دست زده&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ت. یاس فلسفی گرفته اید&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 204);&quot;&gt;4)&lt;/span&gt; روزهایی که بلاگفا خراب می شود چه فحشی در دلتان می دهید؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;الف. مرده سگ&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ب. گه گرفته&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ. سگ مصب&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ت. ریدمون گرفته&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 204);&quot;&gt;5)&lt;/span&gt; از نظر شما کدام یک جوات تر هستند؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;الف. پسری که اصرار دارد زبانه های آدیداس سپیدش را روی شلوار خمره ای اش بیندازد&lt;/p&gt;ب. دختری که مانتوی خفاشی اپل دار می پوشد و موهایش را فوکولی می کند&lt;p&gt;پ. کسی که با ترانه &quot;کفتر کاکل به سر وای وای&quot; سینه می لرزاند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ت. پدر و مادری که تن پسر چهار ساله شان کت و شلوار می کنند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;                                                             ***&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;sup style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;sub&gt;* &lt;span style=&quot;color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt;داروی آرام بخش، خواب آور، ضد تشنج، بي هوش كننده، ضد اضطراب و فراموشي آور که جزو خانواده باربیتورات ها است.&lt;/span&gt;&lt;/sub&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 08:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=drawingandpainting&amp;postid=200</comments>
<dc:creator>drawingandpainting</dc:creator>
<guid>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دیجیتالم کجا بوده</title>
<link>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;
&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1255386789.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;من یک دانلود کننده حرفه ای و بی رحم هستم. وقتی آلبوم موسیقی تازه ای به بازار می آید از زیر دست دانلود من سر نمی خورد. چه خوانندگان خارجی ای که به خاطر من در جوب های کر و کثیف فرنگستان جان به جان آفرین تسلیم نکرده اند. چه هنرمندانی که از ترس من شب ها با ترس سر بر بالین نگذاشته اند و چه خانواده ها که از هم متلاشی نشده اند. چه شرکت ها که به دلیل دانلودهای من ورشکست نشده اند. من یاد گرفته ام که چگونه با یک ای دی اس ال گازوئیلی سرعت دانلودم را به 100 کیلوبایت در ثانیه برسانم. 100 کیلو بایت در ثانیه دانی یعنی چه که؟ یعنی یک سار پرید. یعنی تعبیر عاشقانه اشکال. به لقمان گفتند دانلود از که آموختی گفت از میر الف. &lt;br /&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;color: rgb(102, 102, 102);&quot;&gt;&lt;font style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 8pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;من یاد گرفته ام  چگونه نبودنت را با دانلود رویای با تو بودن&lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;...&lt;/font&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;color: rgb(102, 102, 102);&quot;&gt;&lt;font style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 8pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;و جای خالی ات را با دانلود خاطرات تو  پر کنم&lt;/font&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;color: rgb(102, 102, 102);&quot;&gt;&lt;font style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 8pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;تو نگرانم نشو&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 8pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; ، همه چيز را یاد گرفته ام&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من یک دانلودر حرفه ای و بی رحم هستم و &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Iran&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; در یک جزیره ناشناخته تر از آمازون گیر کرده ام. بروم در  &lt;a href=&quot;http://www.amazon.com&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;آمازون&lt;/a&gt; و شماره پی پالم را وارد کنم و خرید کنم؟ دیجیتالم کجا بوده.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 14:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=drawingandpainting&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>drawingandpainting</dc:creator>
<guid>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای خودم در کائنات</title>
<link>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>&lt;img src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1255134641.jpg&quot; /&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من از آن دسته افرادی هستم که معمولا شامل هیچ گونه شرط و شروط و تبصره ای نمی شوند. نه آنقدر فقیر هستم که بروم زیر پوشش کمیته امداد و نه آنقدر پول دارم که از پارو بالا برود. در دانشگاه هم یادم هست همه بی جهت تخفیف شهریه می گرفتند و من هرچه قوانین را از بالا به پایین نگاه می کردم شامل هیچ بندی از آن ها نبودم. یا شاید آنها شامل هیچ بندی از من نبودند. این فکت، برای خودم در کائنات ول می چرخم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شرط می بندم وقتی هم که در بهشت حوری قسمت می کنند من آنچنان در هیاهوی جمعیت گم هستم که آخر به همه یکی دو تا حوری می رسد ولی به من حوری که هیچ، دست خر هم نخواهد رسید. بعد که می روم دفتر خدا تا درخواست حوری کنم، می گویند خدا رفته نهار و نماز، و تا ساعت 1:30 بر نمی گردد! پرونده به دست جلوی در دفتر خدا می نشینم. ساعت 4 می شود ولی از خدا خبری نمی شود. جبرئیل می گوید وقت اداری بهشت تمام است و برو فردا بیا. به تخت خودم بر می گردم، می بینم یک نفر رویش لم داده و با حوری اش قلیان می کشد. می گویم برادر من این تخت من است. تخت شما آن یکی است که از زیرش شیره انگور رد می شود و فیش و شماره تختم را نشانش می دهم. دود قلیان را فوت می کند توی صورتم و می گوید تخت خودش است و حواله ام می دهد به نامه ای که عزرائیل با دستخط خودش نوشته و پایش را مهر کرده. چیزی از متن نامه سر در نمی آورم ولی همه می دانند که با عزرائیل نمی شود در افتاد. بنابراین یک جعبه میوه (ترجیحا گوجه) پیدا می کنم، می روم رویش می نشینم و نگاهی به پیرامون می کنم. دیر رسیدم و همه تخت ها را اشغال کرده اند. هر کس یک درخت را اختصاصی کرده و دورش را حصار می کشد. یک نفر هم به نهر شیره انگور لوله کشی کرده و لیوانی 150 تومان می فروشد. بلند می شوم می روم و دست آخر در جوی های بهشت قاطی باقالی ها، ریق رحمت را سر می کشم.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 08:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=drawingandpainting&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>drawingandpainting</dc:creator>
<guid>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرشو بگیر اونور</title>
<link>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-194.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;img src=&quot;http://www.2ql.net/uploads/1254771713.jpg&quot; style=&quot;width: 500px; height: 272px;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جدا نگران شده ام. تورم به سرعت نور در حال کاهش است و حتی پیش بینی کرده اند به همین زودی ها تک رقمی هم خواهد شد. می ترسم اگر روند کاهش همین طور ادامه پیدا کند به صفر یا منفی یک هم برسد و همه ما به همراه اقتصاد یخ بزنیم. آقا ما اگر مهرورزی شما را نخواهیم دقیقا باید کی را ببینیم؟ شلنگ مهرورزی ات را بگیر آن طرف و بگذار به درد خودمان بسوزیم و بسازیم. من همان اقتصاد متورم 25 درصدی را به این اقتصاد مثلا تک رقمی ترجیش می دم. گروهبانو به سرلشکری ترفیش می دم.حداقل آن موقع کسی به زور توی گوش ات نمی خواند که تورم دیدی ندیدی. یا اینکه نمی گفتند همه فقر و بدبختی و تورم زیر سر قدیمی ها بود و از وقتی ما آمده ایم دنیا گلستان شده و الخ. مردم گمان می کنند گرانی یعنی اینکه گوشت و سیب زمینی و پیاز را بخری کیلویی خداد تومان. حال آنکه این روزها گرانی واقعی را باید در فیش های کمرشکن برق و آب و گاز و تلفن جستجو کرد. آخرین قبض برق خانه ما دویست و پنجاه هزار تومان آمده تا کمر خموده خانواده را خرد و خاکشیر کند. تماس با اداره برق فایده ندارد. سوزنشان گیر کرده روی &quot;مصرف کردید دیگه&quot; &quot;مصرف کردید دیگه&quot; &quot;مصرف کردید دیگه&quot; &quot;مصرف کردید دیگه&quot; آخر مادر به خطا، تولیدی که راه نینداخته ایم. این قبض، پارسال بیست و پنج هزارتومان بود. مگر یک آدم چقدر حقوق می گیرد که باید آخر ماه پول خون خودش و خانواده اش را به نام آب و برق و گاز و تلفن و مالیات و بنزین و باج و کوفت و خر و الاغ دودستی تقدیم دولت کند؟ دوست دارم این قبض را مچاله تا دسته فرو کنم در حلقوم بابابرقی بی خاصیتتان تا ببینم باز هم هوس می کند وقت و بی وقت، هنگام ریدن و دیدن ظاهر و با حرف های صدمن یه غازش آلودگی صوتی تصویری ایجاد کند یا نه.&lt;br /&gt;&lt;sub&gt;&lt;br /&gt;ساعت: 55 و 4 دقیقه بامداد&lt;br /&gt;وضعیت روحی: شاکی&lt;/sub&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 01:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=drawingandpainting&amp;postid=194</comments>
<dc:creator>drawingandpainting</dc:creator>
<guid>http://drawingandpainting.blogfa.com/post-194.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
