
صبح یک روز آفتابی در ساحل. هر چند چندان آزادی و رها بودن شیوه رنگ گذاری آبرنگ را ندارد و تا حدودی رنگ روغنی کار شده ولی پالت رنگی گرم و نسبتا دلچسبی دارد و ترکیب رنگ های مکمل زرد و بنفش همراه با ریتم کاهشی فرم خانه ها به سمت راست تصویر، حرکت ملایم و تعادل رنگی ساده ای را پدید آورده است.

ترکیب هاشورهای موازی و زیر رنگ ملایم، همچنین ترسیم دقیق پروانه آبی و عدم وجود ابهام در تصویر، فضایی شبیه به تصویرسازی کتاب های علمی را به وجود آورده است.

این یکی نمونه ای چیره دستانه است. به کارگیری رنگ های گرم و ملایم با اشاره های سرد بنفش بر بخش جلویی تصویر، ایجاد دورنمایی جوی با تاکید پررنگ تر و بیشتر بر بخش های جلو، پلان بندی اثر با زیرهم روی هم گذاشتن خانه ها و قرار دادن نقطه گریز در مرکز تصویر از جمله ویژگی های این نقاشی است.

روش متفاوتی نسبت به بقیه آثارش دارد. شور و حالی کنترل نشده در آن دیده می شود و در عین حال نشان از تجربه روش آزادتری بوسیله نقاش دارد. این نقاشی ها اگرچه شاید شگفت آور نباشند ولی چه بسا نقاشان بزرگی که در شروع کارشان نیمی از این توانایی و استعداد را هم نداشته اند. شاید اگر به نقاش این آثار هم فرصت داده می شد جهان از یک جنگ بزرگ در امان می ماند و چند میلیون انسان بی گناه را در آتش جاه طلبی خود نمی سوزاند. جاه طلبی ای که باید در راه هنر به کار گرفته شود، در غیر این صورت می تواند در ورود به محیط، کارکردی وارونه یافته و فجایع بشری با خود به همراه آورد. اتفاقی که برای "او" یک بار با مخالفت جدی پدر با نقاش شدنش و برای بار دوم با دو بار اخراج پیاپی از مدرسه هنرهای زیبای وین و اعلام عدم صلاحیتش در نقاشی افتاد. "هیتلر" را می گویم.











